سفارش تبلیغ
صبا
بترسید بترسید که خدا چنان پرده بر بنده گستریده که گویى او را آمرزیده . [نهج البلاغه]
لوگوی وبلاگ
 

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :6
بازدید دیروز :6
کل بازدید :11517
تعداد کل یاداشته ها : 39
97/9/21
12:12 ع

هرگز نپرسیدی ز خود من با چه درگیرم

از بس که خود را خورده ام من از خودم سیرم

 

سی سال از آن دیوانگی رد شد ولی افسوس

حتی نمی بینی مرا روزی که می میرم

 

هرگز نمی خواهم ببینم بعد از این دیگر

آن چهره ی پیر تو را در چهره ی پیرم

 

صیاد چشمان سیاهم نیز می ترسم

بر آهوان فرش ترشیزی خورد تیرم

 

از کارهایم سر در آوردند انگاری

دشمن تقلب می کند از روی  تقدیرم

 

من باغ متروکم که کم کم خشک می گردد

حتی کلاغان می پرند از شاخ دلگیرم


  
پیامهای عمومی ارسال شده
+ دوستان عزیز و فرهیخته سلام:با کانال اشعار اینجانب در تلگرام و صفحه اینستاگرام من همراهی فرمایید.t.me/hamidrnaderiتلگرام و_hamidreza_naderi_اینستاگرام حمیدرضا نادری